السيد علي الحسيني الميلاني
38
غدير آخرين جايگاه اعلام عمومى ( فارسى )
فرا رسيد . آن هنگام كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله واپسين روزهاى عمر شريف خود را سپرى مىنمود ، فرمان يافت آن چه را از ابتداى دعوتش بارها و بارها فرموده بود بار ديگر بر همگان اعلام نمايد . بدين سان ماجراى غدير و حديث آن واقع شد ؛ همان واقعه عظيمى كه دانشمندان مسلمان بر ثبوتش اذعان ، بر تواترش تصريح و پيرامونش كتابها نگاشتهاند تا آن جا كه از مسلّمات تاريخ گشته است ؛ به گونهاى كه شك و ترديد در وقوع آن را به مثابه شك و ترديد در وجود نبى اكرم صلى اللَّه عليه وآله و نبوّت آن بزرگوار مىتوان شمرد . حديث غدير پس از آن كه آواى برپايى نماز جماعت به امامت خاتم پيامبران حضرت محمّد مصطفى صلى اللَّه عليه وآله در صحراى جحفه طنين افكند و تمام آن جمعِ بسيار صف بستند ، حضرت نماز ظهر را با آنان اقامه فرمود . سپس از جا برخاسته و در مقابل آنان ايستاد و فرمود : أيّها الناس ! قد نبّأني اللطيف الخبير أنّه لم يعمّر نبي إلّانصف عمر الّذي قبله ، وإنّي أُوشك أنْ أُدعى فأُجيب ، وإنّي مسؤول وأنتم مسؤولون . فماذا أنتم قائلون ؟ اى مردم ! پروردگار لطيف و دانا مرا آگاه نموده كه هر پيامبرى نصف عمر پيامبر پيش از خودش زندگى خواهد كرد . پس زمان دعوت من